ميرزا احمد ميرزا خداوردى

57

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

در اينجا هم بناى فتنه‌انگيزى كرده‌ايد ، اين چه حركت است ؟ مير مصطفى خان جواب داد : اگر شما اراده داريد ما را مقتول كنيد ، بكنيد ، از اين بىحرمتى « 1 » خوب [ تر ] است . لااقل ماها سيد اولاد پيغمبر هستيم . شما مگر از طايفهء يزيد ملعون‌ايد « 2 » ؟ حكم مىكنى گيلكها اين طور با ماها بىحرمتى بكنند ؟ و در آن ساعت چند نفر از طايفهء ملا و شيخ الاسلام و مجتهد در حضور هدايت خان رشتى مىبود ، همگى هدايت خان را مذمّت كردند . لهذا هدايت خان حكم كرد كه بعد اليوم كه من به شماها رخصت مىدهم ، احدى باز هم همان‌طور بىادبى بكند ، [ او را ] بكشيد و مرخص هستيد و بعد از آن اگر احدى در آن راه عبور مىكرد ، هيچ‌كس را نديده ، غايبانه به طرف خانه‌هاى « 3 » مير مصطفى خان سر مىزد [ و ] مىگذشت . * بارى حالا بيايم سر مطلب اولى ؛ به قرار چهار سال چيزى كم ، شاهمار بيگ دريغى در ولايت طالش حكومت كرد و به احدى اطاعت ننمود . هدايت خان با جمعيت كلى به قرار دوازده هزار نفر قشون جمع و مستعد كرده ، آمد به تنبيه شاهمار بيگ « 4 » و شاهمار بيگ هم جمعيت كلى فراهم كرده ، آمده در لب دريا . [ در جايى كه ] حالا مشهور به شاهمار كشته مىگويند ، تلاقى و فريقين واقع گرديد و قشون هدايت خان در اول جدال شكست كلى حاصل نمود و هدايت خان رشتى ، شاه پلنگ را همراه خود آورده بود ، جهت برگشتن به طرف رشت با شاه‌پلنگ مشورت كرد ، شاه پلنگ راضى نشده گفت : خانه خراب ! اگر شما در اينجا فرار بكنيد ، قشون طالش تا الى انزلى قشون شما را على التعاقب مىكند و همگى را به شمشير بىدريغ خواهند كشت ، « 5 » پس

--> ( 1 ) . در نسخه « بىحرمت » . ( 2 ) . نشان از شيعه بودن مير مصطفى خان دارد . ( 3 ) . در نسخه « خانهاى » . ( 4 ) . در حواشى نسخهء خطى با قلمى متفاوت از قلم نويسنده ، آمده است : « شاهمار سينه‌سى ميان ويل و كله‌دهنه مىباشد ، پس از آن سنگرباشى در كنار دريا نزديكى بوطه‌سر كه حالا جاميشوان گويند » . ( 5 ) . در نسخه « كشيد » .